جمعه ، 27 مرداد 1396
بیستون
بیستون
محوطه تاریخی بیستون در شهر بیستون در سی کیلومتری استان کرمانشاه و در پای کوهی معروف به همین نام و در مسیر شهر کرمانشاه به همدان واقع شده‌ است.
تاق بستان
تاق بستان
مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دورهٔ ساسانی است که در شمال غربی شهر کرمانشاه در غرب ایران واقع شده است. اين مجموعه در قرن سوم میلادی ساخته شده است و ارزش هنری و تاریخی زیادی دارد.
 نودشه
نودشه
نودشه شهری در نقطه صفر مرزی ایران و عراق، در ۱۵۰ کیلومتری شهر کرمانشاه و از توابع شهرستان پاوه یا اورامانات است. «نودشه» در میانه کوه‌هایی بلند، دره‌هایی عمیق و تنگ واقع شده و اطرافش را جنگل‌های بلوط، ون و درختان میوه و چشمه‌های زلال فراگرفته‌است. خانه‌هایش پله پله و به سمت کوه‌ها در اوج‌اند.
کاروانسرای شاه عباسی بیستون
کاروانسرای شاه عباسی بیستون
کاروانسرای شاه عباسی بر سر راه قدیمی کرمانشاه – همدان، در مقابل فرهاد تراش قرار دارد. این کاروانسرا با مساحتی بیش از 6000 متر مربع، به فرم چهار ایوانی ساخته شده است و متعلق به دوره صفوی می باشد.
سراب نیلوفر
سراب نیلوفر
دریاچه کوچکی در حدود 30 کیلومتری شمال غرب کرمانشاه است که مملو از گل‌های نیلوفر آبی است
 
توقف
فرهنگ عامه
کمينه   

 

زبان و گويش مردم استان كرمانشاه در يك نگاه
استان تاريخي كرمانشاهان سرزمين انواع گويشها و لهجه‌ها است. استاني كه گويشها و لهجه‌هاي مناطق مختلف آن مانند طبيعت هزار رنگش است. به اعتقاد صاحب نظران شايد كمتر استاني به اندازه استان كرمانشاه از لحاظ تنوع قومها، قبيله‌ها، فرقه‌ها و مذاهب مختلف برخودار باشد و هر يك از اين گروه‌ها نيز به لهجه‌ها و گويشهاي شيرين خود تكلم مي‌كنند : در استان كرمانشاه با توجه به قدمت و غناي تاريخي اين استان دهها گونه و گويش محلي وجود دارد. جاف جوانرود، سوراني، پاوه‌اي، ژاو رودي، لهوني، بالاجوبي، كلهري، لكي، فارسي كرمانشاهي، اورامي، گوران، لري و لكي را از رايج‌ترين گونه‌هاي گويشي در استان كرمانشاه است. همچنین زبانهای تركي سنقري وعربی هم دربعضی مناطق تکلم می شود. گويشهاي مختلفي كه در استان كرمانشاه رواج دارد ريشه در زبان كردي به عنوان زبان نژاد يا قوم كرد دارد.
زبان كردي داراي چهار شاخه اصلي است و ۶۰گونه گويشي را در بر مي‌گيرد. چهار شاخه اصلي زبان كردي شامل كرمانج جنوب ، كرمانج شمال ، كردي كرمانشاهي و اورامي و گوران است كه هر يك گويشهاي خاصي را شامل مي‌شود. كرمانج جنوب  در ايل جاف در كرمانشاه رايج است.  كردي كرمانشاهي است كه خاص قبايل ، ايلات و عشاير استان كرمانشاه و ايلام است. اين شاخه از زبان كردي داراي گويش معيار است و آن كردي كلهري است.
گويش اكثريت مردم كرمانشاه كردي كلهري است و در كنار آن فارسي كرمانشاهي نيز كه اختلاطي از كردي كلهر با زبان فارسي است از ۲۰۰سال پيش در اين استان رايج شده است. شاخه چهارم زبان كردي اورامي و گوران است كه در منطقه اورامانات كرمانشاه رايج است. تمام اشعار سروده شده به زبان كردي تاكنون به اين گويش سروده شده است. در چند سال اخير نيز گويش وران دانش آموخته گويش كلهر شروع به سرودن شعر در اين گويش كرده‌اند. در ميان اين گويشها كردي كلهري بيشترين گويش ور را در استان دارد و لري محدودترين گويش در استان كرمانشاه است. آنچه امروز ملموس است گويشهاي محلي به واسطه مسايلي در حال از بين رفتن است؛ دور شدن مردم گويش ور از خاستگاه اوليه خود يعني زيست بوم و قرار گرفتن در بخشها و شهرهاي جديد ، تداخل فرهنگها و گويشها و زبانهاي گوناگون ، گوناگوني اقليمها و جغرافياي شهر ها و روستاها ، مهاجرت ، سواد آموزي و دور شدن از گويش مادري از جمله دلايل است.
با تشکیل حکومت قاجار در ایران و شکل گیری سازمانهای اداری و حکومتی در آن زمان و وجود امارتهای حکومتی نوادگان آنها در نقاط مختلف کشور و رسمی بودن زبان فارسی و سخن گفتن باسوادان (کارمندان و طیف حاکم) به زبان فارسی و عدم آشنایی آنان با زبانهای محلی، کافی بود تا مردم برای ارتباط برقرار کردن با آنان به زبان فارسی نیازپیداکنند با توجه‌به‌وجود قشر بازاری و بیسواد در میان مردم و عدم آشنایی آنان با زبان فارسی در بیشتر اوقات آنان با مشکل پائین بودن دایره‌واژگان فارسی روبه‌رو می شدند و برای جبران آن واژگانی از زبان کردی را در سخن خود می آوردند بدین گونه‌شخص دیگری این واژه‌را از یکی میشنید و به‌گمان آنکه‌واژه‌ای فارسی است آنرا در مکالمات خود به‌کار می برد و بدین گونه‌در بین مردم کرمانشاه زبان فارسی  رایج شد گونه ای فارسی که واژگان کردی موجود در آن کم نیست.

 

 

اگر چه پوشاك مردمان استان كرمانشاه در شهرها همانند پوشاك ساير شهرهاي ديگر مي باشد ولي با اين وجود در بسياري از نقاط اين استان پوشاك مردان كرد شبيه پوشاك مردl كردستان است .  پوشاك مردان كرد معمولا از يازده تكه به شرح زير تشكيل مي شود :
1 ـ عرق چين : عرق چين را بانوان كرد از نخ يا ابريشم مي بافند . برخي از مردان از عرق چين و برخي ديگر از كلاه مخروطي شكل پارچه اي استفاده مي كنند .
2 ـ سر بند : مردان كرد بر دور عرق چين يا كلاه مخروطي خود دستمال هاي متعددي مي‌پيچند و بعضي از آنها به رنگ هاي روشن و گل دار مي باشند .
3 ـ كرواسي فقيانه : پيراهني كه داري آستين هاي بلند بود و آستين ها به فقيانه معروف مي باشد .
4 ـ سخمه : بر روي پيراهن پوشيده مي شود جلو آن كاملاً‌باز و دكمه دار مي باشد .
5 ـ قبا : پوشش تمام قد كه بر روي سخمه مي پوشند .
6 ـ شال : شال كمر را از پارچه هاي نرم و محكم انتخاب مي كردند و به دو صورت ساده يا قلابي چپ و راست مي بندند .
7 ـ سلته : نيم تنه داراي آستين مي باشد كه در قسمت داخل آن دو جيب دوخته شده و به منزله كت و روپوش استفاده مي كنند .
8 ـ جافي : شلواري است كه به سبب راحتي امروزه در اكثر نقاط ايران رايج شده است . اين نوع شلوار از مچ پا تنگ و به طرف بالا فراخ تر مي شود و با بندي در كمر بسته مي شود .
9 ـ پاپوش : اعيان و اشراف و سواره ايل از گيوه ملكي و زيره گاميشي و در صورت دسترسي در تابستان از كلاش اورامي استفاده مي كنند . 
10 ـ كپنك : در زمستان ها به جاي پالتو از نمد مرغوب و عالي تهيه مي شود استفاده مي‌كنند .
11 ـ جوراب : جوراب مردان كرد را بانوانشان از پشم هاي الوان مي بافند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 پوشاك زنان كرد هم معمولا از 8 تکه تشکیل می شود: 

1 ـ سربند : سربند زنان كرد اين استان پرپشت است و از چندين دستمال كلاغي ريشه دار تشكيل شده است . گاه نيز بانوان كرد به ويژه دختران و نوعروسان به جاي سربند ، از  كلاهك يا عرقچين منجوق دوزي شده استفاده مي كنند .
2 ـ زيرپوش : زير پيراهن زنان كرد اين منطقه ساده و بلند است و تا پشت پا مي رسد .
3 ـ پيراهن : پيراهن زنان كرد بلند و گشاد است و معمولاً آن را از پارچه هاي گلدار تهيه مي كنند .
4 ـ كلنجه : يكي از پوشاك زيباي بومي و مورد علاقه زنان كرد استان كرمانشاه است زيرا علاوه بر رنگ ، برش و وضع تزئين خاص خود به زنان امكان استفاده از زيورهاي گوناگون را مي دهد .
5 ـ يل : يل يا نيم تنه زنان كرد اين منطقه شبيه ساير مناطق كرد نشين است . آستين يل زنان كرد عموماً بدون سنبوسه و فقط بر دم آستين چاكي كوتاه دارد . كناره هاي يل در حالت پوشيده هميشه از هم باز است .
6 ـ قبا : مانند پيراهن تمام قد و بلند است و تا پشت پا مي رسد . رويه اش اغلب از مخمل الوان تهيه مي شود .
7 ـ روپوش : چادري است از پارچه ابريشمي مشكي كه معمولاً آن را از درازا بر پشت و گرده مي افكنند و دو گوشه بالايي آن را جلو آورده در پيش روي سينه گره مي‌زنند .
8 ـ جافي : شلواري ماند شلوار مردان است . اين شلوار را زنان كرد به ويژه زنان روستايي هنگام كار مي پوشند در ساير مواقع زنان شلواري گشاد از جنس حرير به پا مي‌كنند .
 
 

 

هوره از نواهاي قديمي مردم كرد است . مشهور است نكيساي باربد براي خسرو و شيرين هوره مي خوانده است. برخلاف چند دهه اخي،ر هوره را با همراه تنبور اجرا مي كردند. اين نوا داراي چهارده مقام مي باشد كه عبارتند از :
1-گله خاك  
2-گله وه دره             
3-بالا دستاني  
4-شاه حسيني  
5- سارو خاني   
6-جلو شايي  
7-طرز  
8-مجنوني  
9-كري  
10-پاريه   
11-دو بالا   
12-غريوي  
13-بانه بنه يي  
14-پاوه موري 
كه هركدام داراي فرعياتي مي باشند. هوره را در جنگ نيز جنگجويان كرد مي خوانده اند. گونه ديگر هوره مويه يا مور است كه در شيون و مرگ افراد ، بوسيله زنان و در بعضي از نقاط توسط مردان خوانده مي شود. با ظهور تصوف در نقاط كردنشين  هوره را با جذبه و حالت گريه و استغاثه به گونه اي خاص خواندند و رنگي عرفاني به آن دادند كه به سوز معروف شد .
از ديگر رديف ها و نغمه هاي كردي بايد از بيات كرد ، حاجي حسني ، بسته نگار ، قطار و قرايي كه در دستگاه شور اجرا مي شود نام برد . دو گونه ديگر از نواهاي كردي ، گوراني و سياه چمانه مي باشد كه در منطقه جوانرود و اورامان رواج بيشتري دارد . گوراني از الحان بهاري است كه ابيات آن از دو بيتي هاي محلي است و به هنگام دميدن سبزه و گل در دشت و كوهستان و در مراسم عروسي و شادماني با همراهي شمشال و يا بدون ساز خوانده مي شود .سياه چمانه از الحان پائيزي است و زمان خواندن آن برگ ريزان مي باشد كه با هلهله و شادماني همراه نبوده و بسيار غم انگيز است .