جمعه ، 01 بهمن 1395
بیستون
بیستون
محوطه تاریخی بیستون در شهر بیستون در سی کیلومتری استان کرمانشاه و در پای کوهی معروف به همین نام و در مسیر شهر کرمانشاه به همدان واقع شده‌ است.
تاق بستان
تاق بستان
مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دورهٔ ساسانی است که در شمال غربی شهر کرمانشاه در غرب ایران واقع شده است. اين مجموعه در قرن سوم میلادی ساخته شده است و ارزش هنری و تاریخی زیادی دارد.
 نودشه
نودشه
نودشه شهری در نقطه صفر مرزی ایران و عراق، در ۱۵۰ کیلومتری شهر کرمانشاه و از توابع شهرستان پاوه یا اورامانات است. «نودشه» در میانه کوه‌هایی بلند، دره‌هایی عمیق و تنگ واقع شده و اطرافش را جنگل‌های بلوط، ون و درختان میوه و چشمه‌های زلال فراگرفته‌است. خانه‌هایش پله پله و به سمت کوه‌ها در اوج‌اند.
کاروانسرای شاه عباسی بیستون
کاروانسرای شاه عباسی بیستون
کاروانسرای شاه عباسی بر سر راه قدیمی کرمانشاه – همدان، در مقابل فرهاد تراش قرار دارد. این کاروانسرا با مساحتی بیش از 6000 متر مربع، به فرم چهار ایوانی ساخته شده است و متعلق به دوره صفوی می باشد.
سراب نیلوفر
سراب نیلوفر
دریاچه کوچکی در حدود 30 کیلومتری شمال غرب کرمانشاه است که مملو از گل‌های نیلوفر آبی است
 
توقف
اخبار
تاریخ: 1395/10/11 نظرات: 0 نظر نمایش: 29 مرتبه تعداد امتیاز: 0   (Article Rating)
"کرمانشاه" فقط یک اسم نیست!

 "کرمانشاه" فقط یک اسم نیست!

ساحل "سینما دریا" حالا حسابی شلوغ شده، خبر هنرنمایی کرمانشاهیان در جزیره پیچیده و اهالی همه خودشان را از گوشه وکنار جزیره رسانده اند تا از نزدیک شاهد این هنرنمایی باشند.

ردیف‌های صندلی همگی پرشده و بیش از جمعیتی که روی صندلی ها نشسته، جمعیتی هستند که ایستاده شروع برنامه و هنرنمایی گروه های موسیقی را انتظار می کشند.

دور تا دور ساحل را غرفه چیده اند و بومیان جزیره که از دیدن این همه هنرنمایی به وجد آمده اند، با شوق وذوق فراوان از این غرفه به آن غرفه می روند و این میان غرفه سیاه چادر با پخت آش محلی بیش از همه به مزاق جزیره نشینان خوش آمده...

یک هفته ای میهمان جزیره شدیم تا هرچند اندک و کوتاه، کمی از فرهنگ کهن چند هزار ساله مان برای ساکنانش بگوییم، بگوییم قدمت کرمانشاهان به 125 هزار سال پیش می رسد و شهر و دیار ماست که روزگارانی پایتخت باشکوهترین حکومت پادشاهی ایران، هخامنشیان بوده است.

آمده ایم تا هنر دست هنرمندانمان را نشانشان دهیم و بگوییم در کرمانشاه دستانی هستند که از سنگ و خاک و آب و آیینه و هرآنچه که هست هنری خلق می کنند، بدیع و چشم نواز.

هزاران کیلومتر راه آمده ایم تا نوای موسیقی کردی درجزیره هم طنین انداز شود و اهالی بزرگترین جزیره ایران زمین با غنی ترین و شادترین موسیقی ایران آشنا شوند.

حالا چهار روزی از حضورمان در جزیره می گذرد و کنجکاوم بدانم برنامه های این چند شب و غرفه های هنر دست کرمانشاهیان و نوای موسیقی توانسته تا چه حد اهالی جزیره را با کرمانشاه و کرمانشاهی و فرهنگ آن آشنا کند...

دو دختر نوجوان با چادرهای رنگی محلی که دور خود پیچیده اند ایستاده برنامه را نگاه می کنند و هر چندوقت یکبار خنده هایشان را پشت چادرشان پنهان می کنند در میان حاضران نظرم را جلب می کنند.

محدثه و مهدیه دو خواهر و ساکن و بومی جزیره هستند که حالا دومین شبی است که برای دیدن برنامه به ساحل سینما دریا آمده اند. اینکه تا پیش از این برنامه حتی نمی دانستند کرمانشاه دقیقا کجای جغرافیای ایران قرار داشته متعجبم می کند!

"اسم کرمانشاه را در مدرسه شنیده بودم، اما نمی دانم دقیقا کجای ایران است". اینها را محدثه خواهر کوچکتر برایم می گوید و ادامه می دهد: می دانستم کردها در کرمانشاه ساکن هستند اما اینکه دقیقا کجاست را نمی دانستم. با تصاویری که از کرمانشاه در این نمایشگاه دیدم فکر کنم باید شهر سرسبزی داشته باشید.

از آش های محلی خیلی خوشش آمده و کلی از طعم آش "عباسعلی" تعریف می کند و می گوید: صنایع دستی زیبایی هم دارید. ما به جز چرم دوزی آن هم به مقدار کم، تقریبا هیچ کدامشان را در جزیره نداریم.

مهدیه کم حرف تر است و تنها زمانی که می خواهم از آن دو جدا شوم می گوید که دوست دارد سفری به کرمانشاه داشته باشد و خودش زیبایی های این استان را از نزدیک ببنید...

برنامه به نیمه رسیده و اجرای هنرمندان کرمانشاهی حالا به اوج خود رسیده و "حاجی فیروز" هرچند ربطش را به این مراسم و فرهنگ کرمانشاه نمی دانم، اما حسابی با شیرین زبانی هایش برنامه را گرم کرده و صدای خنده حضار را بلند...

کمی دورتر از محل اجرای برنامه سراغ جمعی از زنان محلی می روم که مشغول بازدید از غرفه ی چرم دوزی هستند.

زینب یکی از زنان بومی جزیره است که شناخت او هم از کرمانشاه مثل محدثه و مهدیه تنها در حد شنیدن نام کرمانشاه است و بس...

برایم می گوید: فقط اسم کرمانشاه را از تلویزیون شنیده بودم، اما اینکه شرق است یا غرب اطلاعی نداشتم، بی مقدمه از زیبایی صنایع دستی کرمانشاه می‌گوید و ادامه می دهد: یکی از یکی زیباتر...

هنوز اسم آیینه کاری را کامل یاد نگرفته و می گوید: غرفه ای که روی آیینه طراحی می کرد را خیلی دوست دارم.

از موسیقی کرمانشاه که می پرسم، با شدت و تاکید خاصی می گوید: عاشق موسیقی کردی هستم. موسیقی کردی هم مثل موسیقی بندری شاد است و من هردوشان را خیلی دوست دارم...

...نمایش "پسر صیاد" شروع شده و شنیده شدن صدای زوزه گرگ سکوت خاصی را در فضا طنین انداز می کند، کمی آنطرف تر چند جوان با لباس سیستانی ایستاده اند و با دقت خاصی برنامه را نگاه می کنند.

بازهم کرمانشاه و کرمانشاهی برای این جماعت تنها در حد شنیدن یک اسم است و بس. جواد از میانشان می گوید من میدانستم کُردها در کرمانشاه ساکن هستند، اما اینکه کرمانشاه در کجای ایران است را نمی دانستم.

محمد جوان دیگری است و از اینکه چند همکار کردزبان داشته می گوید وادامه می دهد: من همکار کُرد و کرمانشاهی داشته ام، اما شناختم نسبت به این استان تنها در حد شنیدن اسمش است و از خود کرمانشاه زیاد اطلاعی ندارم.

مثل اکثر جمعیت از غرفه سیاه چادر عشایر خیلی خوششان آمده و محمد می گوید: ما هم مثل شما در سیستان و بلوچستان عشایر داریم، اما اینجا در جزیره عشایر وجود ندارد و اهالی کمتر با عشایر آشنا هستند.

زمانی که می خواهم از آنها جدا شوم می پرسم الان متوجه شدید که کرمانشاه کجای ایران است که محمد با خنده می گوید: صنایع دستی و هنر کرمانشاه رادیدم و موسیقی اش را هم شنیدم، اما واقعا هنوز نمی دانم کرمانشاه کجای ایران است!

آدرس غرفه گردشگری کرمانشاه را می‌دهم تا کمی با موقعیت کرمانشاه روی نقشه آشنا شوند که جواد از دین مردم کُرد می پرسد. اینکه بیشتر اهل تسنن هستند یا شیعه و اینکه چه استان های دیگری کرد زبان هستند و سوالاتی دیگر درخصوص اقوامی که در کرمانشاه ساکن هستند... و این سوالات ذهن من را هم پر از سوال می کند که چرا شناخت اقوام ایرانی از هم تا این اندازه کم است؟!

چرا ساکنان جزیره هنوز نباید بدانند کرمانشاهی که مرکزیت غرب کشور را دارد، با آن قدمت چندهزار ساله اش کجای نقشه ایران زمین قرار دارد. چرا شناخت اقوام ایرانی از هم باید تنها در حد یک اسم باشد و بس و هزار چرای دیگر... و در پاسخ تمامی سوالات نمی توانم به کم کاری مسئولین و متولیان فرهنگی کشور فکر نکنم.

هفته فرهنگی کرمانشاه در جزیره قشم تنها نسیم کوتاهی است که سمت جزیره وزیدن گرفته تا شاید کرمانشاه و کرمانشاهی و قوم کرد را کمی بیشتر از یک اسم به جزیره نشینان معرفی کند، اما قطعا این یک هفته گذرا برای معرفی کرمانشاه کافی نیست و می طلبد در کنار میراث فرهنگی، سایر نهادهای فرهنگی، رسانه ها و بویژه صدا و سیما پای کار بیاند و اقوام ایرانی را بیش از پیش با هم آشنا کنند.

گزارش از: محبوبه علی آقایی، خبرنگار ایسنا منطقه کرمانشاه

 

 
تصاویر مرتبط
  •  "کرمانشاه" فقط یک اسم نیست!